اسحاق بن اسماعيل دهلوى
61
غاية الشفاء
هيچ علاج بهتر از فصد نيست و خون چندان گيرند كه پخته غشى رسد و اگر قوت چنان نباشد كه غشى احتمال كنند خون به دو دفعت بيرون كنند و مىگويد درين تپ به هيچ حال تاخير در رگ زدن نشايد كرد از بهر آنكه اگر فصد نكرده شود در رعاف تا عرق بهم نيايد بيم باشد كه بيمار مفاجات ميرد يا بيمارى سرسام گيرد و يا حمى عفونى شود از بهر آنكه طبيعت چون بسيار گرم شده برد ميل كردن بعضوى نگاه نتواند داشت و از عفونت بمحافظت خواهد پرداخت فىالجمله هرگاهى كه بفصد تاخير كرده شود بيم باشد كه به همه وجوه علاج ممكن نباشد از بهر آنكه اندرين تپ هم تسكين حرارت بايد كرد و امتلاء نيز كم بايد كرد و كم كردن امتلاء يا بفصد يا باسهال يا بادرار بول باشد و در تاخير فصد حرارت قوىتر شود و قوت بدين سبب بضعف گرايد يا ضعيف قوت فصد ممكن نباشد و اسهال و ادرار هر دو حرارت زيادت كند تسكين حرارت بچيزهاى بارد بايد ساخت به چندان كه مبردات شده زيادت كند و امتلاء نيز و بسبب سده و بازماندن بخارها باندرون تپ زيادت شود بدين سبب تاخير فصد با مساعدت قوت خطاى فاحش و تقصير بزرگ ؟ ؟ ؟ هرگاهى كه طبيب سبب بيمار وز يافته تدبير فصد بايد كرد اگر هفته عشره گذشته باشد تا هم مضائقه ندارد خاصة كه علامتهاى امتلاء باشد و قوت هم مساعدت كند فصد روا باشد و اگر قوت و فصل سال و سالهاى عمر و شهر و عادت او بعض موافق بود و بعضى غير موافق باشد در ان وقت حجامت بايد كرد و اگر اين سببها بيشتر موافق بود فصد اولىتر است ليكن خون بتفاريق بيرون بايد كرد اندكاندك و قول بعض اطبا است كه فصد در اول بيمارى بايد كرد و در زمانه برآيد و نزديك انتها فصد نشايد كرد خاصة در انحطاط بسيار كس اندرين تپ كه فصد سير اوقات كرده شده هلاك گرديدهاند جهت آنكه قوت در وقت تزايد بيمارى و انتها و انحطاط آن مساعدت نكند چنان كه در اول بدين سبب طبيب را بايد در ضعف قوت اندر فصد دليرى نكند اگرچه همه اسباب ديگر جهتهاى